خلقت انسان بخش ۱
بدست admin • 3 می 2012 • دسته: * مكتوباتفصل اول ـ تکامل بشر
داروین دانشمند زیستشناس انگلیسی در سال ۱۸۵۹ میلادی نظریه تکامل را ابراز داشت و به علت آنکه با نوشتههای تورات اختلاف داشت فوراً متدینین متعصب ادیان یهودی و مسیحی با آن مخالفت کردند (علت مخالفت آنها این بود که تورات (کتاب دینی یهودیها که همراه با انجیل کتاب دینی مسیحیها هم هست) با صراحت بیان کرده است که خدا از خاک زمین آدم را درست کرد و بعد در بینی او روح حیات دمید و آدم جاندار شد، سپس از یکی از دندههای او همسرش حوّا را ساخت. مشکل مسیحیها از یهودیها هم بیشتر است زیرا مسیحیت فعلی معتقد است که بعد از آنکه آدم از میوه ممنوعه خورد و گناهکار شد، با وجود آنکه خدا او را بخشید گناهش کاملاً پاک نشد و به فرزندانش و نسلهای بعدی او هم سرایت کرد. سپس خدا برای آنکه گناه انسانها را ببخشد حضرت عیسی را که بعقیده آنها فرزند و همکار خدا است به زمین فرستاد تا بوسیله نوع بشر بدار آویخته و کشته شود و در اثر آن خدا گناه نوع بشر را ببخشد. لذا اگر نظریه تکامل را قبول کنیم اساس تثلیث برهم میریزد.) از آن زمان تا بحال نزدیک به ۱۵۰ سال است که جنگ بین دانشمندان رشتههای مختلف زیستشناسی و کنیسه و کلیسا ادامه دارد، جنگی که در آن دائماً دانشمندان پیروز بودهاند زیرا از آن زمان تا بحال دلایل بسیار زیادی بر درست بودن نظریه تکامل پیدا شده است و تقریباً روزی نیست که یک یا چند کشف جدید بنفع آن چاپ نشود.
متأسفانه ما مسلمانها هم به تبعیت از متعصبین یهودی و مسیحی تا بحال با نظریه تکامل مخالفت کردهایم، در حالیکه کتاب دینی مقدس ما قرآن که عین کلام خدا و حقیقت مطلق است نظریه تکامل را تأیید میکند.
در این فصل در بخش اول دلایل عمده تکامل، در بخش دوم نحوه تکامل و در بخش سوم بنام قرآن و تکامل، با استفاده از آیات قرآن پیدایش حیات و تکامل موجودات زنده از باکتریها تا بشر را شرح میدهیم.
بخش اول ـ دلایل عمده تکامل
دلایل عمده تکامل عبارتند از شباهت ساختمان بدن موجودات زنده، دلایل فسیلشناسی، تشابه ساختمان جنینهای حیوانات و تشابه ترکیبات شیمیائی موجودات زنده.
۱- شباهت ساختمان بدن موجودات زنده
موجودات زنده دارای اشکال مختلف هستند ولی با یک نظر کلی میتوان حیوانات را از سایر موجودات زنده مثلاً گیاهان جدا کرد. حیوانات را هم میتوان برحسب نوع ساختمان بدنشان دستهبندی کرد، مثلاً یک عده از حیوانات مثل ماهی، قورباغه، مار، مرغ و اسب دارای ستون مهرهها هستند در حالیکه تعداد زیادی از حیوانات مثل خرچنگ، عقرب، ملخ، پشه و کرم خاکی فاقد ستون مهرهها میباشند. حیواناتی که دارای ستون مهرهها هستند از نظر ساختمان بدنی شباهت زیادی بهم دارند. آثار بعضی حیواناتی که میلیونها و حتی چند صد میلیون سال قبل زندگی میکردهاند بصورت نقش شده بر سنگ باقی مانده است که آن را فسیل مینامند. مطالعه فسیلها نشان میدهد که از بین مهرهداران ابتدا ماهیها در ۳۹۰ میلیون سال قبل بوجود آمدند. بعد دوزیستان مثل قورباغه، یعنی حیواناتی که ابتدا در آب و پس از بلوغ در خشکی زندگی میکنند پیدا شدند. سپس خزندگان مثل لاکپشت، مار، مارمولک و سوسمار بوجود آمدند که در همه مدت عمرشان در خشکی زندگی میکنند و با ریه تنفس میکنند. بعد پرندگان و پستانداران بوجود آمدند. برخلاف بقیه مهرهداران که تخم میگذارند، پستانداران میزایند و بچه خود را شیر میدهند.
ساختمان بدنی مهرهداران خیلی شبیه بهم است و از ماهیها تا پستانداران بتدریج ساختمان آنها پیچیدهتر میشود. چند نمونه را بعنوان مثال شرح میدهیم.
ساختمان دست و بازوی مهرهداران ـ ماهیها دارای باله هستند که با آن در آب شنا میکنند. دوزیستان مثلاً قورباغه ابتدا در آب شنا میکنند و دست و پا ندارند ولی بتدریج دارای دست و پا میشوند. اگر پاهای جلو یا بعبارت دیگر دست و بازوی دوزیستان را با مهرهداران کاملتر مقایسه کنیم میبینیم که در همه آنها یک استخوان بازو، دو استخوان ساعد، استخوانهای مچ و بالاخره انگشتان وجود دارند. مارها که جزو خزندگان هستند با پیچ و خم دادن بدن خیلی درازشان حرکت میکنند و فاقد دست و پا هستند ولی اگر بدن آنها را تشریح کنیم آثاری از بقایای دست و پا دیده میشود. بعضی از مارها دست و پای کوچکی دارند که به آسانی دیده میشود ولی بدون مصرف است. در پرندهها دست و بازو یعنی یک استخوان بازو، دو استخوان ساعد و انگشتان از پر پوشیده شده و تبدیل به بال شدهاند.
در همه پستانداران هم همین استخوانها وجود دارند ولی برحسب نوع مصرف آنها تغییرات مختصری پیدا کردهاند. مثلاً اسب همه استخوانهای فوق را دارد ولی بجای انگشتها دارای یک سم است. بررسی فسیلهائی که از اسبها پیدا شده نشان میدهد که ابتدا این حیوان پنجه داشته که در دستها دارای چهار انگشت و در پاها دارای سه انگشت بوده است ولی بتدریج یکی از انگشتها بزرگ شده بوسیله ناخن پوشیده و تبدیل به سم شد و بقیه کوچک شدند. اسب بعلت داشتن سم میتواند بسرعت بدود. حتی در بالن که پستانداری است که در آب زندگی میکند (ولی با ریه هوا را تنفس میکند، میزاید و بچه خود را شیر میدهد) استخوانهای بازو، ساعد و پنج انگشت وجود دارند که همگی بصورت کوتاه و کلفت درون باله جلوئی هستند و دیده نمیشوند. دست انواع میمونها و انسان هم همین استخوانها را دارد ولی انگشت شست در مقابل سایر انگشتها قرار گرفته است، لذا میمونها و انسان میتوانند با آنها اشیاء را بگیرند.
مقایسه سایر قسمتهای ظاهری بدن مهرهداران ـ مطالبی که در فوق راجع به دست و بازوی مهرهداران گفتیم در مورد سایر قسمتهای بدن آنها هم صادق است یعنی پاها، گوشها، چشمها، دهان، سر و بقیه قسمتهای ظاهری بدن از ماهیها تا پستانداران بتدریج کاملتر و مفصلتر میشود ولی در حیواناتی که به عضو یا اعضاء بخصوصی احتیاج زیاد دارند آن اعضاء کاملتر میشوند مثلاً سگ دارای حس بویائی و حس شنوائی قوی است و چشمهای عقاب میتواند حیوان کوچکی مثل موش را از فاصله زیاد ببینند. برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب از مقایسه جداگانه این اعضاء خودداری میکنیم.
مقایسه دستگاههای داخلی مهرهداران ـ دستگاههای داخلی مثل دستگاه قلب و عروق، دستگاه تنفس، دستگاه اعصاب، دستگاه گوارش، دستگاه تناسلی و غیره نیز در مهرهداران از ماهیها تا پستانداران بتدریج کاملتر میشود. بعنوان نمونه بعضی از اعضا داخلی را با هم مقایسه میکنیم:
قلب ـ در طی تکامل ماهیها به دوزیستان، سپس خزندگان، پرندگان و پستانداران قلب به تدریج کاملتر شده است. در ماهیها قلب دو حفره دارد، در دوزیستان سه حفره و در خزندگان چهار حفره دارد. در پرندگان و پستانداران نیز قلب چهار حفره دارد. ساختمان آن از ماهیها تا پستانداران بتدریج مفصلتر و کاملتر میشود و ساختمان قلب انسان از همه پیچیدهتر است. دانستن ساختمان قلب در انواع مهرهداران برای پی بردن به ساختمان و طرز کار قسمتهای مختلف قلب انسان بسیار مفید است.
ریهها ـ ماهیها که در آب زندگی میکنند بجای ریه برانشی دارند. در دو طرف سر ماهیها دو شکاف هست که در آن برانشیها قرار دارند. ماهی آب را با دهان میمکد و از این شکافها بیرون میدهد و آب در ضمن عبور از برانشیها با خون تبادل اکسیژن و گاز کربنیک میکند. قورباغههای جوان که در آب زندگی میکنند با برانشی تنفس میکنند و وقتی بالغ شدند دارای ریه میشوند و از هوا تنفس میکنند ولی چون ریه قورباغه ساختمان خیلی سادهای دارد این حیوان از راه دهان و پوستش هم تنفس میکند. خزندگان تنفس آبی ندارند و از زمانی که از تخم بیرون میآیند بوسیله ریههائی که از دوزیستان کاملتر است هوا را تنفس میکنند. پرندگان علاوه بر دو ریه دارای تعدادی کیسه هوائی هستند که از یک طرف به ریهها و از طرف دیگر به مغز استخوانها وصلند. این کیسههای هوائی، هم به تنفس کمک میکنند و هم باعث سبک شدن وزن پرنده میشوند. در پستانداران ساختمان ریه کاملتر میشود و در انسان از همه کاملتر است.
دستگاه عصبی مرکزی ـ این دستگاه از پنج قسمت درست شده است و از ماهیها تا خزندگان ساختمان آن بتدریج کاملتر میشود. در پرندگان قسمت اول یعنی دو نیمکره مخ و همچنین مخچه رشد زیادی میکنند. در پستانداران مخ خیلی بزرگتر میشود و قسمت اعظم دستگاه عصبی مرکزی را تشکیل میدهد. در پستانداران عالیتر چین و شکنجهای زیادی در سطح مخ وجود دارد و مخ انسان نسبت باندازه هیکلش از همه پستانداران بزرگتر است. دانستن ساختمان دستگاه عصبی در مهرهداران مختلف برای پی بردن به کار قسمتهای مختلف دستگاه عصبی انسان بسیار کمک میکند.
۲- دلایل فسیلشناسی
فُسیل عبارت است از بقایای موجودات زندهی دورانهای گذشته. فسیل بطرق مختلف ایجاد میشود. در محلهای سرد ممکنست جسم حیوانی در داخل یخ یا برف باقی بماند. گاهی حشرات و حیوانات کوچک دیگر بوسیله صمغ درختان پوشیده میشوند و جسدشان در آن باقی میماند. بیشتر فسیلها در کف دریاها تشکیل میشوند. موجودات زندهای که میمیرند به ته دریا میروند و روی آنها را لایههای مختلفی از رسوبات کف دریا میپوشاند. وقتی ارتفاع رسوبات زیاد شد بعلت فشار آن و فشار آب دریا رسوبات پائین بهم فشرده شده تبدیل به سنگ میشوند و بقایای موجودات زنده بخصوص قسمتهای سفت آنها مثل استخوان، بر روی سنگ بصورت حک شده نقش میبندد. گاهی نیز قسمتهای سفت موجودات زنده مثل استخوان و دندان از بین نمیرود و در درون خاک باقی میماند. در اثر تغییرات زمین ممکنست بعدها کف این دریا تبدیل به کوه شود و فسیلها را با خود بالا بیاورد.
دانشمندان فسیلشناس با تعیین مقدار مواد رادیوآکتیو موجود در فسیل یا سنگ میتوانند سن آن را بطور نسبتاً دقیق تعیین نمایند. دانشمندان باستانشناس نیز از همین طریقه تعیین مواد رادیوآکتیو میزان قدمت آثار باستانی را تعیین میکنند. متخصصین زمینشناسی با همین روش معلوم کردهاند که عمر کره زمین ۶/۴ میلیارد سال است. متخصصین فسیلشناسی با استفاده از فسیلهای بسیار فراوان مربوط به اسب و تعیین سن آنها نشان دادهاند که ۵۵ میلیون سال قبل که اولین اسبها بوجود آمدند به اندازه یک سگ کوچک بودند و بتدریج هیکل آنها بزرگتر شد و به اندازه اسبهای امروزی شد.
تا بحال فسیل میلیونها نوع موجود زنده پیدا شده که نسل آنها منقرض شده و دیگر وجود ندارند. بسیاری از دانشمندان معتقدند که در مقابل هر کدام از ۳۰ میلیون نوع موجود زنده که اکنون وجود دارد هزار نوع دیگر موجود زنده در گذشته بوجود آمده و از بین رفتهاند. در سالهای اخیر با پیشرفت وسائل فسیلشناسی دانشمندان توانستهاند فسیلهای موجودات میکروسکپی را هم بشناسند و میزان قدمت آنها را تعیین کنند. هرچه در طول تاریخ عقبتر میرویم ساختمان فسیلها سادهتر و تعداد انواع آنها کمتر میشود و این نشان میدهد که حیات ابتدا بصورت موجودات ساده بوجود آمده و در طول زمان، هم پیچیدگی ساختمان بدن موجودات زنده بیشتر شده و هم تعداد انواع آنها بیشتر شده است. قدیمیترین فسیلهائی که تا بحال پیدا شده مربوط به ۵/۳ میلیارد سال قبل و متعلق به باکتریها است که سلولهای بدون هسته هستند (اکثر میکروبهای مولد بیماری جزو باکتریها هستند). پانصد و هفتاد میلیون سال قبل اولین موجودات چند سلولی پیدا شدند و پس از آن بسرعت انواع آنها و پیچیدگی ساختمانشان بیشتر شد. راجع به استفاده از فسیلها برای شناختن نحوهی تکامل موجودات زنده از باکتریها تا انسان در بخش دوم همین فصل بحث خواهیم کرد.
۳- تشابه جنینهای حیوانات
جنینهای حیواناتی که در یک گروه هستند در ابتدا بسیار شبیه هم هستند. مثلاً جنین همه مهرهداران اعم از ماهیها، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران (از جمله انسان) در ابتدا آنقدر شبیه هم هستند که تشخیص آنها از هم مشکل و یا غیرممکن است. بتدریج که جنینها رشد میکنند با هم اختلاف پیدا میکنند. این شباهت حتی شامل اعضای داخلی آنها هم هست مثلاً قلب جنین انسان ابتدا مثل ماهیها دارای دو حفره است، بعد مثل دوزیستان دارای سه حفره میشود، سپس مثل خزندگان دارای چهار حفره میشود و بالاخره مثل پستانداران ساختمانش کاملتر میشود و بعد تبدیل به قلب انسان میشود.
بررسی دستگاه تنفس جنین انسان بسیار جالب است زیرا ابتدا فاقد ریه است و مثل ماهی در دو طرف سرش برانشی دارد. بعد بتدریج برانشی از بین میرود و ریه سادهای مثل دوزیستان ایجاد میشود. سپس ساختمان ریه بتدریج پیچیدهتر و کاملتر میشود.
گلبولهای قرمز خون در مهرهدارانی که تخم میگذارند یعنی ماهیها، دوزیستان، خزندگان و پرندگان بیضی شکل و دارای هسته است ولی در پستانداران و از جمله انسان قرص مانند و فاقد هسته است. نکته جالب اینست که گلبولهای قرمز پستانداران و از جمله انسان در مرحله جنین بیضی شکل و هسته دارند و پس از تولد، گلبولهای سرخ قرص مانند و بدون هسته ساخته میشوند.
متخصصین جنینشناسی دهها سال قبل متوجه شباهت جنینهای جوان شده بودند و آن را بعنوان یکی از دلائل مهم صحت نظریه تکامل میدانستند ولی علت آن را نمیدانستند. پس از آنکه معلوم شد که صفات ارثی بوسیله ژنها منتقل میشوند و دانش بشر نسبت به ژنها بیشتر شد این معما حل شد. در جنین، ژنها همه یک مرتبه با هم فعال نمیشوند بلکه در هر مرحلهای یک دسته از آنها فعال میشوند تا آنکه بالاخره موجود زندهی کامل ایجاد شود. ژنهائی که در اوائل مرحله جنینی فعال هستند در همه مهرهداران از ماهیها تا پستانداران و انسان مشترک هستند. تغییر نوع حیوان بعلت تغییر نوع ژنها است ولی ژنهائی که در مراحل اولیه فعال هستند تغییر نمیکنند زیرا تغییر آنها باعث مرگ جنین میشود و این تغییر به نسلهای بعدی او منتقل نمیشود. در مراحل بعدی رشد جنین ژنهائی که فعال میشوند در حیوانات مختلف با هم فرق دارند لذا شکل جنینها بتدریج با هم اختلاف پیدا میکند و منجر به ایجاد مهرهداران مختلف میشود.
۴- تشابه ترکیبات شیمیائی
موجودات زنده دارای مواد بخصوصی مثل پروتئین، چربی و گلونسید (کربوهیدرات) هستند. ترکیبات شیمیائی بدن موجوداتی که در یک گروه دستهبندی شدهاند بهم نزدیکتر است و هرچه شباهت دو موجود زنده مثلاً دو حیوان بهم بیشتر باشد ساختمان ترکیبات شیمیائی بدن آنها هم بهم شبیهتر است. مثلاً در خون همه مهرهداران مادهای بنام هموگلوبین وجود دارد که ترکیب شیمیائی آن در انواع مختلف آنها فرق میکند. هرچه دو حیوان بهم نزدیکتر باشند ساختمان شیمیائی هموگلوبین آنها نیز بهم نزدیکتر خواهد بود. شمپانزه که خیلی نزدیک به انسان است اختلاف هموگلوبین خونش با انسان فقط یک درصد است.
نحوه تکامل
وقتی کروموزومهای سلولهای بدن حیوانات تقسیم میشوند تا وارد سلولهای جنسی آنها بشوند معمولاً دقیقاً همه خصوصیات سلول اولیه به سلول جنسی منتقل میشود و در نتیجه به نسل بعدی میرسد ولی گاهی بعضی از ژنهای سلولهای جنسی اختلاف مختصری با سلولهای سازنده آنها دارند و در نتیجه فرزندی که ایجاد میشود مختصری با والدینش اختلاف دارد مثلاً ممکنست پاهایش مختصری کوتاهتر یا بلندتر باشد و یا هیکلش کمی بزرگتر یا کوچکتر باشد. اگر این خصوصیت جدید بنفع فرزند باشد یعنی به زنده ماندنش کمک کند باعث میشود که بیشتر عمر کند و در نتیجه دارای فرزندان بیشتری بشود و این خصوصیت به آنها هم منتقل میشود. اگر خصوصیت مزبور به ضرر فرزند باشد باعث میشود که با عمر کوتاهی بوسیله حیوانات دیگر خورده شود. اگر این نوع تغییرات ادامه پیدا کند بتدریج طی میلیونها سال نوع جدیدی از حیوان بوجود میآید.
عوامل متعددی در تکامل مؤثر هستند که مهمترین آنها عبارتند از اول تغییر شرایط محیط زندگی و دوم مجزا شدن عدهای از موجودات زنده.
۱- تغییر شرایط محیط
اگر نوع غذائی که در دسترس حیوانی است تغییر کند در هر نسل آن حیوان، آنها که بهتر میتوانند از غذای جدید استفاده کنند بیشتر زنده میمانند و صاحب فرزندان بیشتری که شبیه خودشان خواهند بود میشوند. وقتی این تغییر ادامه یابد طی میلیونها سال نوع جدیدی از آن حیوان بوجود میآید.
همچنین اگر شرایط محیط طوری تغییر کند که حیوانات گوشتخوار بهتر بتوانند حیوان بخصوصی را شکار کنند آنهائی که بهتر میتوانند فرار کنند بیشتر زنده میمانند و در نتیجه صاحب فرزندان بیشتری میشوند و طی مدت طولانی نوع جدیدی از آن حیوان بوجود میآید. برای مثال تکامل اسب را که قبلاً به آن اشاره کردهایم مثال میزنیم:
۵۵ میلیون سال قبل اسب حیوان کوچکی به اندازه روباه بود که در جنگلها زندگی میکرد. سپس هوا سرد و خشک شد و در نتیجه جنگلها از بین رفتند و بجایشان علفزار ایجاد شد. در این فضای باز حیوانات گوشتخوار به آسانی اسبها را میدیدند و شکار میکردند لذا اسبهائی که بزرگتر بودند و بهتر میدویدند بیشتر زنده میماندند و دارای نسل بیشتری میشدند. بتدریج اسب بزرگتر شد و طی میلیونها سال به اندازه فعلی رسید و همانطور که قبلاً گفتیم چهار انگشت دست و سه انگشت پایش تبدیل به سم شدند که بهتر بدود.
یکی از موارد تغییر موجودات زنده که در حال حاضر بعلت دخالت بشر بیشتر مشخص شده است تغییر میکروبها است. وقتی که پنیسیلین کشف شد بسیاری از میکروبها به آن حساس بودند ولی بتدریج تعداد زیادی از آنها به آن مقاوم شدند. علت مقاوم شدن آنها اینست که گاهی میکروبی بوجود میآید که به پنیسیلین مقاوم است. پیدایش این میکروب مقاوم ربطی به مصرف یا عدم مصرف کردن پنیسیلین ندارد ولی وقتی پنیسیلین مصرف میشود بقیه میکروبها میمیرند و میکروب مقاوم زنده میماند و تکثیر پیدا میکند. بعد از پنیسیلین تعداد زیادی آنتیبیوتیکهای دیگر به بازار آمد ولی میکروبها به آنها هم مقاوم شده و میشوند. پزشکان متخصص امراض عفونی نگران روزی هستند که انسان احتمالاً دیگر نتواند آنتیبیوتیک جدیدی بسازد و بیماریهای عفونی غیرقابل درمان شوند. بعضی از میکروبهای سل هم اکنون به همه آنتیبیوتیکهای موجود مقاوم شدهاند.
مبارزه با حشرات هم با همین مشکل مواجه شده است. هرچندگاه حشرهکش جدیدی به بازار میآید و پس از مدتی حشرات به آن مقاوم میشوند.
۲- مجزا شدن
اگر تعدادی از یک نوع موجود زنده از همنوعانشان جدا نشوند و نتوانند با آنها مخلوط شوند در اثر مختصر اختلاف موجود در شرایط محیط زندگی آنها، بتدریج خصوصیات جدیدی پیدا میکنند که طی میلیونها سال تشدید میشود و تبدیل به نوعی جدید میشوند. نمونه جالبی از آن را داروین شرح داده است. در اقیانوس کبیر نزدیک کشور اکوادور در آمریکای جنوبی تعدادی جزیره وجود دارد که هر کدام با هم چند کیلومتر و با اکوادور مقدار بیشتری فاصله دارند. در اکوادور و آمریکای جنوبی نوعی قناری وجود دارد که نمیتواند پرواز طولانی بکند. احتمالاً میلیونها سال قبل تعدادی از آنها در اثر طوفان یا عوامل دیگر به این جزایر افتادهاند و در هر جزیره، از قناریهای جزایر دیگر و نیز آمریکای جنوبی جدا شدهاند. در اثر اختلافات مختصری که در غذای موجود در این جزایر وجود دارد.
چهارده نوع قناری بوجود آمده است که از نظر شکل و اندازه و نوع نوک با هم فرق دارند و نوع خوراکشان نیز فرق میکند.
تقسیمبندی موجودات زنده
موجودات زنده را به پنج دسته بشرح زیر تقسیم میکنند (لطفاً به شکل ۱ مراجعه نمائید):
۱) موجودات تک سلولی بدون هسته ـ این گروه را ممکن است در آینده به دو گروه مجزا قسمت کنند که در این صورت موجودات زنده به شش گروه تقسیم خواهند شد.
۲) موجودات تک سلولی با هسته ـ این موجودات از تکامل سلولهای گروه اول بوجود آمدهاند و سه گروه بعدی همه از تکامل این گروه بوجود آمدهاند. سه گروه بعدی همگی پرسلولی هستند و سلولهای آنها هسته دارند.
|
گیاهها |
|
قارچها |
|
حیوانات |
|
موجودات تک سلولی با هسته |
|
موجودات تک سلولی بیهسته |
|
۵/۱ میلیارد سال قبل |
|
۵/۳ میلیارد سال قبل |
۳) گیاهها
شکل ۱- تقسیمبندی و زمان پیدایش موجودات زنده
۴) قارچها
۵) حیوانات و از جمله انسان
بیولوژیستها انسان را جزو گروه حیوانات محسوب میکنند و او را حتی موجود جدیدی که از حیوانات بوجود آمده است نمیدانند. علت آن اینست که انسان اگرچه عقلش از همه حیوانات بمراتب بیشتر است، ساختمان بدن او، طرز کار اعضاء مختلف بدنش، ترکیبات شیمیائی بدن او و غیره شبیه حیوانات است.
از نظر بیولوژی انسان یکی از حیوانات است ولی مطابق قرآن آنچه به انسان ارزش میدهد نه جسم او بلکه روح خدا به عنوان رب در وجود او است یعنی انسان از دو قسمت درست شده است یکی وجود حیوانی که از خاک است و دیگری وجود خدائی. انسان بعلت وجود خدائی میتواند و باید بعنوان جانشین رب یعنی به عنوان رب و حتی نه نماینده خدا که ارزش کمتری دارد) در زمین عمل کند. این ارزش بالا که خدا به انسان داده است آنقدر زیاد است که حتی از حد تصور هم خیلی بالاتر است. خدا به انسان عقل و همراه با آن آزادی داده است که هر طور میخواهد عمل کند و باید خودش تصمیم بگیرد که چگونه عمل کند. انسان از یک طرف میتواند مثل حیوان باشد و خود را در مرحله حیوانی نگهدارد یا حتی از آنهم پائینتر ببرد و از طرف دیگر میتواند مثل رب عمل کند. ارزش و مقام انسان آنقدر بالا است که خدا همه فرشتگانش و از جمله فرشتگان مقربش را هم دستور داد که به او سجده کنند. راجع به این موضوع در فصل دوم بیشتر بحث خواهیم کرد.
اهمیت تکامل
وقتی موجودات زندهی امروز را با موجوداتی که نسلشان منقرض شده است در ارتباط بدانیم متوجه عظمت خلقت موجودات زنده میشویم. به گفته داروین «این عظمت زیادی است که از یک یا چند موجود ساده اولیه این همه انواع موجودات زنده ساخته شده و میشوند». در حقیقت همانطور که در مورد یک انسان یا حیوان میتوان شجرهنامه تهیه کرد که مشخص میکند والدین او، والدین والدینش و سایر اجداد او چه کسانی بودهاند، هر نوع موجود زنده هم شجرهنامهای دارد که نشان میدهد از چه انواع دیگری بوجود آمده است و همانطور که گفتیم نسل اکثر قریب به اتفاق انواع قبلی از بین رفته است و دیگر وجود ندارند.
مخالفت متعصبین مذهبی یهودی و مسیحی با تکامل باعث شده است که هزاران نفر از متخصصین رشتههای مختلف زیستشناسی که باید بین تورات و تکامل یکی را قبول کنند تکامل را که بدرستی آن اطمینان دارند انتخاب کنند و بیدین شوند. ما مسلمانها اگر نشان دهیم که قرآن تکامل را از موجودات ساده اولیه تا انسان تأیید میکند نه فقط از بیدین شدن دانشمندانمان جلوگیری میکنیم بلکه با نشان دادن اعجاز قرآن آنها را بیشتر متوجه حقانیت دین اسلام میکنیم.
بخش دوم ـ نحوه تکامل
در این بخش تعداد کمی از آیاتی را که مربوط به موضوع مورد بحث میشوند بصورت زیرنویس و بدون تفسیر ذکر میکنیم و بحث مفصلتر مربوط به آیات را در فصل دوم انجام خواهیم داد.
خلقت زمین
از زمانهای قدیم تا بحال این سؤال برای بشر وجود داشته است که دنیا بوجود آمده یا از اول بوده است؟ معتقدین به ادیان الهی معتقد بودند که خدا دنیا را از نیست بوجود آورده است و منکرین وجود خدا میگفتند که دنیا سازنده ندارد بلکه همیشه بوده و همیشه هم خواهد بود. در قرن نوزده که افکار ماتریالیستی توسعه پیدا کرد نظریه همیشگی بودن دنیا بدون آنکه دلیل موجهی برای آن باشد طرفداران زیادی پیدا کرد. در نیمه دوم قرن بیستم دانشمندان ستارهشناس ثابت کردند که دنیا در ابتدا بسیار کوچک یعنی باندازه هسته یک اتم بوده (جلوتر از این مرحله را نتوانستهاند بشناسند زیرا قوانین علمی با هم مخلوط میشوند) و ۷/۱۳ میلیارد سال قبل ناگهان بصورت انفجاری بزرگ که آنرا ضربه بزرگ مینامند توسعه پیدا کرده و هنوز هم در حال توسعه است. سرعت توسعه دنیا در قسمتهای محیطی نزدیک به سرعت نور است (نور در هر ثانیه ۳۰۰۰۰۰ کیلومتر یعنی ۶ برابر دور کره زمین را طی میکند. (راجع به دنیا (آسمان، آسمانها، ستارهها، خورشید و غیره) و توسعه پیدا کردن آن و حتی ضربه بزرگ آیات بسیار زیادی در قرآن وجود دارد که در گذشته مفسرین در تفسیر آنها دچار اشکال میشدند. این آیات بطور شگفتانگیزی با دانش امروز بشر در مورد دنیا وفق میکنند.)
خورشید و منظومه شمسی که کره زمین هم شامل آنست ۵ میلیارد سال قبل بصورت تودهای گاز بوده که به دور خود میچرخید. در اثر حرکت دورانی گاز مزبور در ۶/۴ میلیارد سال قبل قسمت کوچکی از آن یعنی حدود یک هزارمش جدا شد که بصورت ۹ توده گازی کوچکتر در فواصل مختلف در اطراف خورشید قرار گرفتند و کوکبها را تشکیل دادند (کوکبها عبارتند از کراتی که به دور خورشید میچرخند، برخلاف ستارهها که هر کدام مثل خورشید کرهای بزرگ و بسیار پر حرارت هستند). این تودههای گازی هر کدام، هم بدور خود و هم بدور خورشید میچرخیدند. سومین کوکب نزدیک به خورشید کره زمین است که همانطور که گفتیم ۶/۴ میلیارد سال قبل بوجود آمد. ابتدا بصورت گاز بود و بعد قسمت مرکزی آن بصورت مایع درآمد و ۱/۴ میلیارد سال قبل اطراف این مایع را پوستهای خشک فرا گرفت. این پوسته خشک همان سطح زمین است که ما بر روی آن زندگی میکنیم.
دانشمندان متخصص زمینشناسی گذشته زمین را از ابتدا تا بحال به دو دوران تقسیم میکنند، یکی دورانی که از توده گازی جدا شده از خورشید شروع میشود و به زمانی که پوسته سخت قشر زمین بوجود آمد ختم میشود و دیگری از زمان ایجاد پوسته سخت تا بحال. سطح کره زمین از زمانی که پوسته سخت بوجود آمد تا بحال چهار مرتبه تغییرات اساسی پیدا کرده که در زندگانی موجودات زنده اثر عمده داشته است. در این چهار دوران نوع و میزان مواد غذائی که در اختیار موجودات زنده بوده فرق میکرده است و در نتیجه در تکامل گیاهان، جانوران و سایر موجودات زنده نقش بسیار مؤثری داشته است. (آیات ۹ و ۱۰ از سوره فصلت میفرمایند قُل اَئنَّکُم لَتَکفُروُنَ بِالَّذی خَلَقَ الاَرضَ فی یَومَینِ … وَ قَدَّرَ فیها اَقواتَها فی اَربَعهِ اَیّامٍ. یعنی بگو آیا شما کفر میورزید به آنکه زمین را در دو مرحله آفرید … و مقدار غذاهایش را در چهار مرحله قرار داد؟)
اولین موجودات زنده در دوران اول بوجود آمدند و بتدریج تکامل پیدا کردند و در اواخر دوران چهارم انسان بوجود آمد.
پیدایش حیات در کره زمین
دانشمندان فسیلهای باکتریهائی را که مربوط به ۵/۳ میلیارد سال قبل است پیدا و بررسی کردهاند و این نشان میدهد که حیات در آن زمان و یا زودتر از آن بر روی کره زمین ظهور کرده است. در آن زمان شرایط کره زمین طوری بود که حیات میتوانست بروز نماید ولی در زمان حاضر شرایط کره زمین عوض شده و دیگر موجود زنده از غیرزنده بوجود نخواهد آمد.
در آن زمان که کره زمین تازه تشکیل شده بود و دریاها و خشکیها بوجود آمده بودند، اطراف زمین را گازهائی مثل بخار آب، هیدروژن، متان، آمونیاک و غیره فرا گرفته بود و اکسیژن وجود نداشت. در نور خورشید که بسطح زمین میرسید بعلت فقدان اکسیژن مقدار زیادی اشعه ماوراءبنفش بود. بعلاوه در آن زمان رعد و برق بطور مکرر اتفاق میافتاد. انرژی رعد و برق و اشعه ماوراءبنفش باعث میشد که گازهای اطراف زمین با هم ترکیب شوند و از آنها اسید آمینههای مختلف، قندها و چربیها که وجودشان برای ساخته شدن موجود زنده لازم است بوجود آید و در آب دریا حل شود. دانشمندن با ایجاد شرایط فوق توانستهاند مواد مزبور را ایجاد نمایند.
در مرحله بعدی در اثر بارانهای شدید، در قسمتهای نزدیک به ساحل، آب دریا به زمینهای اطراف میپاشید و در اثر تماس با گل رس داغ (یا شنها و یا سنگهای داغ) اسید آمینهها، قندها و چربیها با هم ترکیب میشدند و پروتئینها و مواد دیگری که برای ساختن موجود زنده لازم است ایجاد میشدند. این مرحله را هم دانشمندان در آزمایشگاه با ایجاد شرایطی که گفتیم ایجاد کردهاند. در انجام این مرحله علاوه بر گل رس داغ یا سنگهای داغ حتی گل رس خنک هم احتمالاً اهمیت زیادی داشته است زیرا این گل بعلت خاصیت چسبندگیش اسید آمینهها، قندها و چربیها را بخود جذب میکند که در نتیجه متراکم میشوند و ترکیب شدنشان با هم آسانتر میشود. بعلاوه گل رس فلزات مثل آهن و روی را هم بخود جذب میکند و این فلزات بصورت کاتالیزور (کاتالیزور به موادی گفته میشود که انجام فعل و انفعالات شیمیائی را تسهیل میکنند ولی خودشان مصرف نشده باقی میمانند.) عمل میکردند و انجام ترکیبات شیمیائی فوق را تسهیل میکردند. خصوصیت دیگر گل رس اینست که انرژی را در خود ذخیره میکند و این انرژی هم انجام فعل و انفعالات شیمیائی را آسانتر میکند. (سوره الرحمن آیه ۱۴ میفرماید خَلَقَ الانسانَ مِن صَلصالٍ کَالفَخّارِ یعنی انسان را از گل رسی مثل سفال آفرید.) و (سوره صافات آیه ۱۱ ـ اِنّا خَلَقناهُم مِن طینٍ لازِبٍ ـ یعنی بدرستیکه ما آنها را (انسانها را) از گلی چسبنده درست کردیم.).
در مرحله سوم پروتئینهائی که در اثر تماس با گل رس داغ ایجاد شدهاند وقتی با آب خنک دریا تماس پیدا میکنند بصورت ذرات کروی ریزی بنام میکروسفر در میآیند که دارای پوسته نازکی هستند لذا شبیه میکروب یا سلول هستند ولی جاندار نیستند. این ذرات کروی میکروسکپی پروتئینهای درون آب را جذب میکنند و بتدریج بزرگ میشوند و وقتی اندازه آنها بحد معینی رسید دو قسمت میشوند و دو میکروسفر جدید مجدداً با جذب پروتئین درشت میشوند و باز به دو قسمت تقسیم میشوند. به این ترتیب تولید مثل قبل از پیدایش حیات ایجاد شد. میکروسفرها و پروتئینها در مجاورت گل رس به آن میچسبند و بعلت متراکم شدنشان انجام عمل فوق تسریع میشود.
در مرحله چهارم مادهای شیمیائی بنام RNA ایجاد شد. RNAها که انواع مختلف دارند باعث میشوند که فقط پروتئینهای مخصوصی ساخته شوند بطوریکه وقتی میکروسفر دو قسمت میشود دو میکروسفر جدید پروتئینهایشان درست شبیه میکروسفر اولیه باشد. RNA وقتی به جدار گل رس چسبیده باشد میتواند با جذب مواد لازم از آب دو قسمت شود و دو مولکول RNA کاملاً مثل هم ایجاد کند. به این ترتیب RNAها بصورت ژنهای اولیه خصوصیات میکروسفر را به نسلهای بعدی آن منتقل میکردند. سپس ماده دیگری بنام DNA ساخته شد. ژنهای موجودات زنده که خصوصیات ارثی را به نسل بعد منتقل میکنند همگی DNA هستند.
در مرحله یا مراحل بعد طی جریاناتی که به درستی نمیدانیم باکتریها که اولین موجودات زنده هستند ساخته شدند.
از پیدایش حیات تا موجودات پرسلولی
اولین موجودات زنده باکتریها بودند که ۵/۳ میلیارد سال قبل در دریاها بوجود آمدند. باکتریها سلولهای ریزی هستند که فاقد هسته میباشند. اکثر میکروبهای بیماریزا مثل میکروبهای مولد حصبه، سل و تب مالت جزو باکتریها هستند ولی باکتریها اکثراً نه فقط بیماریزا نیستند بلکه وجودشان مفید هم هست.
بعضی از باکتریهائی که ایجاد شدند از گاز کربنیک محلول در آب تغذیه میکردند، کربن آن را میگرفتند و اکسیژنش را آزاد میکردند. به این ترتیب اکسیژن آزاد که برای تنفس انسان و اکثر موجودات زنده لازم است بوجود آمد.
باکتریها تا مدت ۲ میلیارد سال تنها موجودات زنده روی زمین بودند و ۵/۱ میلیارد سال قبل موجودات تک سلولی هستهدار بوجود آمدند. این سلولها بزرگتر از باکتریها هستند و میتوانند از آنها تغذیه کنند و احتمالاً هسته آنها از باکتریهائی که تغذیه میکردهاند بوجود آمده است. سپس موجودات زنده پرسلولی بوجود آمدند که سلولهای آنها هم دارای هسته است و به سه گروه جانوران، قارچها و گیاهها تقسیم میشوند. در اینجا ما فقط جانوران را بررسی میکنیم و راجع به تکامل قارچها و گیاهها بحثی نمیکنیم.
اولین حیوانی که فسیل آن پیدا شده کرمریزی است که ۵۵۰ میلیون سال قبل زندگی میکرده است (سوره حج آیه ۵ میفرماید فَاِنّا خَلَقناکُم مِن تُرابٍ ثُمَّ مِن نُطفَهٍ ثُمَّ مِن عَلَقَهٍ … یعنی پس بدرستیکه شما را از خاکی آفریدیم، سپس از نطفهای، سپس از علقهای (زالو یا کرمریزی که در آب شناور است) …). بررسی فسیلها نشان میدهد که در ۵۳۰ میلیون سال قبل در مدت کوتاهی تعداد زیادی از حیوانات پیدا شدند. تعدادی از این حیوانات بدنشان بسیار نرم بوده و در نتیجه فقط اثر مبهمی از آنها باقی مانده است ولی تعداد زیاد دیگری بدن نسبتاً سفت داشتهاند و جزئیات ساختمان بدنی آنها محفوظ مانده است.
موجودات زنده به دو صورت تولید مثل میکنند؛ یکی تولید مثل غیرجنسی و دیگری جنسی. یک نمونه از تولید مثل غیرجنسی تقسیم شدن موجودات تک سلولی پس از بزرگ شدن آنها است که تبدیل به دو سلول کوچکتر میشوند. همچنین بعضی از موجودات چندسلولی ساده بوسیله جوانه زدن تولید مثل میکنند، به این ترتیب که جوانه کوچکی از آنها خارج میشود و بعد از آنها جدا میشود.
تولید مثل جنسی حتی در بعضی از تک سلولیها هم وجود دارد به این ترتیب که دو سلول بوسیله یک لوله و یا بطور مستقیم بهم وصل میشوند و خصوصیات ارثی از یک سلول وارد دیگری میشود ولی هنوز نر و ماده وجود ندارد. همه حیوانات بصورت جنسی تولید مثل میکنند ولی بعضی از حیوانات ساده میتوانند بطریق غیرجنسی هم تولید مثل کنند.
خلقت مهرهداران
مهرهداران یعنی حیواناتی که دارای ستون فقرات هستند عبارتند از ماهیها، دوزیستان (مثل قورباغه)، خزندگان (مثل مار و مارمولک) پرندگان و پستاندارن. مهرهداران عالیتر، از ماهیها که سادهترین مهرهداران هستند بوجود آمدهاند و ماهیها از موجودی بدون مهره و بدون استخوان بوجود آمدهاند. یکی از حیوانات سادهای که در ۵۳۰ میلیون سال قبل وجود داشت موجودی است که زندگیش دو مرحله داشته است (تعدادی از حیوانات از جمله قورباغه زندگیشان دو مرحله دارد). در مرحله اول که هنوز بالغ نشده بود بصورت دراز و باریک و شبیه زالو بوده ولی دارای سر مشخص بوده است. طول این حیوان در فسیلهائی که پیدا شده است ۷-۸ سانتیمتر میباشد. این موجود در مرحله قبل از بلوغ در آب شنا میکرده ولی پس از بلوغ به سنگهای کف دریا میچسبیده و تا آخر عمر در آنجا میمانده است. نوع بالغ آن شبیه لیوان یا کیسه بوده و غذا را بدرون خود میمکیده است. بتدریج در دو طرف سر این حیوان در مرحله قبل از بلوغ برانشی بوجود آمده که در مرحله بلوغ هم باقی میمانده است (قبلاً شرح دادیم که ماهیها بجای ریه با برانشی تنفس میکنند). این حیوان چه در مرحله قبل از بلوغ و چه پس از بلوغ موجودی نرم بوده است. طی زمانی طولانی نوع ناکامل که شناور بوده قادر شده است که قبل از کامل و بیحرکت شدن تولید مثل کند و در نتیجه مرحله لیوان مانند بیحرکت را از دست داده است (سوره حج آیه ۵ میفرماید فَاِنّا خَلَقناکُم مِن تُرابٍ ثُمَّ مِن نُطفَهٍ ثُمَّ مِن عَلَقَهٍ ثُمَّ مِن مُضغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَهٍ یعنی پس بدرستیکه شما را از خاکی آفریدیم، سپس از نطفهای، سپس از علقهای (موجودی مثل کرمی ریز که در آب است یا زالو)، آنگاه از مضغهای (چیزی نرم مانند گوشت یا غذای جویده شده) که خلقتش کامل شده و مضغهای که خلقتش کامل نشده است.)، سپس سر آن بتدریج بزرگتر و مشخصتر شده است. این حیوان دارای دستگاه قلب و عروق ابتدائی، دستگاه تنفس بصورت برانشی، دستگاه گوارش و غیره بوده است.
بعضی از این حیوانات از دریا به رودخانهها رفتند. قلب همه حیوانات برای کار کردن احتیاج به کلسیم دارد. در دریا که املاح فراوان در آب وجود دارد کلسیم بمقدار کافی وجود داشت ولی در رودخانه که دارای آب شیرین است، مقدار مواد معدنی و از جمله کلسیم کم است. لذا کلیسم کافی به قلب این حیوان نمیرسید. طی زمان طولانی در بدن آن ستون فقرات یعنی مهرههای پشت بوجود آمدند (آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره مؤمنون میفرمایند: وَ لَقَد خَلَقنَا الأنسانَ مِن سُلالَه مِن طینٍ ۱۲ ثُمَّ جَعَلناهُ نُطفَهً فی قَرارٍ مَکینٍ ۱۳ ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقنَا العَلَقَهَ مُضغَهً فَخَلَقنَا المُضغَهَ عِظاماً فَکَسَونَا العِظامَ لَحماً. یعنی بتحقیق انسان را از چکیدهای از گل خلق کردیم. آنگاه او را بصورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را تبدیل به علقهای (چیزی مثل کرم ریز در آب یا زالو) کردیم. پس علقه را تبدیل به مضغهای (چیزی نرم مثل گوشت یا غذای جویده شده) کردیم. پس مضغه را تبدیل به استخوانی کردیم. پس استخوان را با گوشتی (عضلاتی) پوشانیدیم.) چون استخوان دارای مقدار زیادی کلیسم است، این موجود جدید کلسیم لازم را میتوانست از استخوانهای خود تأمین کند. تا این مرحله عضلات این حیوانات چون به استخوان متصل نبودند ضعیف بودند و لذا بکندی حرکت میکردند. پس از بوجود آمدن ستون فقرات، در اطراف آن عضلات قوی ایجاد شد و این حیوانات میتوانستند بسرعت در آب شنا کنند (آیات ۱۲ تا ۱۴ سوره مؤمنون میفرمایند: وَ لَقَد خَلَقنَا الأنسانَ مِن سُلالَه مِن طینٍ ۱۲ ثُمَّ جَعَلناهُ نُطفَهً فی قَرارٍ مَکینٍ ۱۳ ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقنَا العَلَقَهَ مُضغَهً فَخَلَقنَا المُضغَهَ عِظاماً فَکَسَونَا العِظامَ لَحماً. یعنی بتحقیق انسان را از چکیدهای از گل خلق کردیم. آنگاه او را بصورت نطفهای در جایگاهی استوار قرار دادیم. آنگاه نطفه را تبدیل به علقهای (چیزی مثل کرم ریز در آب یا زالو) کردیم. پس علقه را تبدیل به مضغهای (چیزی نرم مثل گوشت یا غذای جویده شده) کردیم. پس مضغه را تبدیل به استخوانی کردیم. پس استخوان را با گوشتی (عضلاتی) پوشانیدیم.) به این ترتیب ماهیها به وجود آمدند. اولین ماهیها ۳۹۰ میلیون سال قبل در رودخانهها بوجود آمدند و سپس بعضی از آنها به دریا برگشتند و ماهیهای آب شور را تشکیل دادند. تا اینجا از نظر زمانی ۹۰ درصد راهی که منجر به پیدایش انسان میشود طی شده است.